علي بن حسين انصارى شيرازى

273

اختيارات بديعى ( قسمت مفردات ) ( فارسى )

صوف بپارسى پشم خوانند طبيعت آن گرم و خشك بود بهترين آن گرم بود و سوختهء وى خشك بود در سئوم و مجفف بود و صفت سوختن وى مانند ابريشم بود بگيرند در ديگى آهنى يا كوارى نو بهتر بود و پشم را بشويند و به شانه زنند و در ديگ نهند و طبقى بر سر آن نهند و بر سر آتش نهند و بايد كه طبق را سوراخى بود تا آن زمان كه سوخته گردد ريشها را نافع بود و گوشت زياده كه در ريشها بود بخورد و پشم ناسوخته چون چركن باشد چون با سركه و زيت تر كنند يا به شراب ضماد كنند بر جراحتهاى چركن موافق بود و بر جايى كه ضربى زده باشد يا استخوان شكسته باشد همچنين و همچنين با سركه و روغن گل تر كنند صداع و درد چشم و درد مجموع اعضا را نافع بود ضماد كردن و شريف گويد كه چون خرقه صوف بر گردن روندگان بندند خستگى بر ايشان كار نكند و هيچ زحمت نرسد و چون پشم‌زده در ميان انگشتان دست و پاى كه شق كرده باشد نهند شقاق آن زايل كند و بايد كه يك‌شبانه‌روز رها كنند پس بيرون آورند و ديگربار مكرر كنند تا زود زايل كند و رازى كه چون بپوشند صوفى كه گوشت آن گرگ خورده باشد حكه در بدن آن‌كس پيدا گردد و ديمقراطيس گويد ريسمان پشمين در گردن گاوى تند بندند زبون گردد و عاجز شود